@محاسبه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محاسبه تابع محاسبه پذير تجديد محاسبه جهش بر مبناى محاسبه خط کش محاسبه غير قابل محاسبه محاسبه پذير محاسبه کردن محاسبه اشتباه محاسبه اى محاسبه شده بقرار هر صدى محاسبه عددى محاسبه ناپذير محاسبه نمودن