@محتمل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محتمل امر محتمل بيشتر محتمل حادثه يا امر غير محتمل خطر محتمل غير محتمل غير محتمل شمردن فرض محتمل محتمل الوقوز محتمل الوقوع محتمل الوقوع بودن محتمل به برد يا موفقيت