@محتوى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محتوى پاکت محتوى چاى فورى پروتئينى محتوى آهن قرمز در عضله پلاک محتوى نام شخص که ... گلدان يا ظرف محتوى خاکستر مرده کتاب محتوى قطعات کوتاه ادبى کيک ذرت محتوى گوشت و گوجه ... کيف پارچه يى محتوى لباس ملوانان ... مشروبات الکلى محتوى يخ و ... بشکه يا استوانه محتوى گاز فشرده بطرى محتوى مواد منفجره ... تابوت محتوى مرده ... يا غده محتوى خون خارج ... جعبه محتوى ساز کوکى دسر محتوى آرد برنج و ... روده محتوى گوشت چرخ شده سنگ شنى محتوى کوارتز سينى محتوى پول يا پول ... شيشه محتوى آبرنگ و خمير رنگ قوطى محتوى گرد خوشبو مجموعه اشعار محتوى افسانه هاى ... محتوى پلاتين محتوى آب محتوى اطلاعاتى محتوى بودن محتوى خون واژه هاى شامل محتوى ـ (33) : 1 , 2