@محرمانه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محرمانه اطلاع محرمانه انجمن محرمانه به عمل آورنده تحقيقات محرمانه تشکيلات محرمانه و زيرزمينى توطئه محرمانه براى بر ... خيلى محرمانه داراى ماموريت محرمانه دزدکى و محرمانه چيزى کسب کردن دستگاه محرمانه دولت دسيسه محرمانه غير محرمانه غير محرمانه کردن فروشنده اسرار و اطلاعات محرمانه محرمانه گفتگو کردن محرمانه گفتن محرمانه بودن محرمانه رساندن محرمانه و خصوصى مطلب محرمانه موضوع محرمانه