@محروم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محروم ... طبقه اجتماعى محروم کردن کليسا را از آزادى محروم کردن از ارث محروم کردن از تصرف محروم کردن از حق راى يا انتخاب محروم کردن ... اجتماعى و سياسى محروم کردن از حقوق ملى محروم کردن از خصائص انسانى محروم شدن از خواص جنسى محروم کردن از ديدن محروم کردن از شغل وکالت محروم کردن از عطيه محروم کردن محروم کردن محروم کردن از محروم کردن نماينده از کرسى محروم کردنى محروم آزار محروم از محروم از حق محروم از صدا کردن محروم از عشاء ربانى محروم از مزاياى اجتماعى ... محروم سازى محروم شده از حقوق ... محروم نشدنى واژه هاى شامل محروم ـ (27) : 1 , 2