@محروم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محروم ... طبقه اجتماعى محروم کردن کليسا را از آزادى محروم کردن از ارث محروم کردن از تصرف محروم کردن از حق راى يا انتخاب محروم کردن ... اجتماعى و سياسى محروم کردن از حقوق ملى محروم کردن از خصائص انسانى محروم شدن از خواص جنسى محروم کردن از ديدن محروم کردن از شغل وکالت محروم کردن از عطيه محروم کردن محروم کردن محروم کردن از محروم کردن نماينده از کرسى محروم کردنى محروم آزار محروم از محروم از حق محروم از صدا کردن محروم از عشاء ربانى محروم از مزاياى اجتماعى ... محروم سازى محروم شده از حقوق ... محروم نشدنى واژه هاى شامل محروم ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}