@محرک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محرک چرخ تسمه محرک ... درنتيجه يک محرک درسلول باقى ... اعصاب محرک رگها تسمه محرک شربت محرک يا مقوى عامل محرک عامل محرک کل ... که توسط محرک خارجى تحريک ... ماده محرک غده جنسى محرک گذرگاه محرک آنى محرک احساسات جنسى محرک اصلى محرک بيضه ها و تخمدانها محرک تحريکات جنسى محرک خارجى محرک روحى محور محرک ميله محرک نقاشى يا عکس محرک احساسات جنسى ... به عنوان محرک اشتها قبل ... وابسته به محرک خارجى واحد محرک