@محل@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محل محل شروع محل عبور محل عبور احشام محل عبور سيم برق در ساختمان محل عمومى در خيابان ... محل عيش ديگران محل عيش و خوشگذرانى محل فراغت محل فرماندهى محل فروش محل فروش دام محل فروش مشروبات الکلى قاچاق محل قرنطينه محل ماهى گيرى محل ماهيگيرى محل مبادله محل محصور محل مخصوص اعتراف به گناه محل مخصوص ضبط صوت ... محل مسابقه مشت زنى محل ملاقات محل مهار کشتى محل مورد توجه و تماشاى عموم محل ميخ کوبى شده وسط ... محل ميخ کوبى شده يا ... واژه هاى شامل محل ـ (197) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8