@محل@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محل محل نگاهدارى اطفال شير خوار محل نگاهدارى ظروف مقدسه کليسا محل نگذاشتن محل نگهدارى کودکان محل نگهدارى بنزين محل نگهدارى نامه هايى ... محل نگهدارى نامه هايى ... محل ناقوس کليسا محل نشو و نما محل نصب محل نقشه کشى و توطئه محل هراسناک محل وقوع جرم يا دعوى محل يا شخصى که مجاور قلعه باشد محل يا محيطى که در ... مزرعه يا محل پرورش مرغ ... خانه خدا و محل پرستش خدا و ... مقام يا محل کار قاضى عسگر مقام يا محل اقامت معاون ... ميدان محل معامله ... شوروى که محل سکونت اقوام ... وابسته به نام يک محل يا منطقه واژه هاى شامل محل ـ (197) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}