@محور@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محور محور تقارن محور جلوى اتومبيل محور محرک محور واى ... يا به طرف قطب و محور ميخ محور ميله گردان محور چرخ لنگر واقع در جلو محور بدن واقع در محور واژه هاى شامل محور ـ (34) : 1 , 2