@محيط@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محيط ... خصوصا در محيط هاى ويژوال انطباق خود با محيط يا چيز ديگرى بزرگترين دايره محيط يک کره بيرون از محيط بيرون از محيط زمين ... آنها در محيط باقى نمى ... ... سير تکاملى محيط زيست گياهان ... ... عادت به محيط و همزيستى ... توافق با آب و هواى يک محيط ... اندک نسبت به تغيير محيط ... به تغييرات عوامل محيط ... دايره وراء محيط خود تشکيل ... ... مرکزش روى محيط دايره بزرگترى ... دماى محيط ... مطالعه قدمت محيط از روى ... رشته اى از محيط شناسى که روابط ... سازگار با محيط سازش با مقتضيات محيط ... موجودات زنده با محيط بحث مى کند شرايط محيط ... و نسبت آنها با محيط غير متجانس با محيط فضا يا محيط محدود و مشخص شده قابل زيست در محيط هاى خشک ... جانور با محيط خود بحث ... واژه هاى شامل محيط ـ (37) : 1 , 2