@محکم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محکم پارچه ابريشمى خيلى محکم و کلفت پارچه محکم و داراى نخ تابيده چهار دست و پا را محکم بستن چوب محکم و سخت صندل سفيد کاغذ محکم قهوه اى رنگ ... کشتى محکم ... جفت شده و محکم مى شود آهسته و محکم حرکت کردن استوار يا محکم کردن الياف محکم و زرد رنگ گياه صباره ... و ميخ يا گوه محکم کردن با پونز محکم کردن با چکش محکم و صاف کردن با گوه و گيره محکم کردن با کام محکم کردن با الوار محکم و استوار شده با بست محکم کردن با تکمه محکم کردن با تنگ محکم کردن با تور محکم بسته شده با تير يا ديرک محکم کردن با قلاب محکم کردن با قيد و منگنه محکم بستن با ميخ محکم کردن باسنجاق محکم کردن واژه هاى شامل محکم ـ (62) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}