@محکم@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محکم باميخ پرچ محکم کردن به وسيله کلون محکم کردن به وسيله قفل بسته و محکم شدن تسمه يا بند مخصوص محکم کردن تنگ و محکم کردن يا شدن داراى پايه محکم داراى بنيه محکم و قوى داراى دندان محکم شده از ... سخت و محکم سفت و محکم صداى بلند يا محکم صندوقچه محکم ضربه محکم و ناگهانى ... شيميايى جوش دادن و محکم کردن مانند فولاد محکم کردن محکم چسباندن محکم چسبيده محکم گرفتن محکم کردن محکم کردنى محکم کشيدن محکم افتادن يا افکندن محکم براى دريا محکم بستن محکم بسته شده واژه هاى شامل محکم ـ (62) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}