@محکم@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه محکم محکم زدن محکم شدن محکم شده محکم مهار کردن محکم نگاه داشتن محکم و با دوام ساختن مقواى محکم بسته بندى ... ميخکوب کردن محکم کردن نوعى پارچه پشمى نرم و محکم نوعى چيت محکم نيمه محکم يک نوع کاغذ محکم به رنگ زرد ... واژه هاى شامل محکم ـ (62) : 1 , 2 , 3