@مخالف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخالف ... معنى ضد و مخالف و درعوض و ... ... معنى ضد و مخالف و درعوض و ... ... از جنس مخالف خود تقليد ... احساس مخالف ... به والدين جنس مخالف خود استدلال مخالف اصل مخالف اظهار مخالف باد مخالف ... موافق و در حقيقت مخالف ... با ذکر و قياس مخالف ... و طرز لباس جنس مخالف ... متفاوت و جنس هاى مخالف جريان مخالف خط سيرجهت مخالف مبداء مسابقه ... و عقايدى مخالف عقايد عمومى در جهت مخالف درجهت مخالف درجهت مخالف حرکت عقربه ساعت راى مخالف راى مخالف دادن راى مخالف دهنده ... يا اظهار مخالف با بيان ... عضو فرقه مذهبى مخالف دولت عقيده مخالف واژه هاى شامل مخالف ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}