@مخالف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخالف ... معنى ضد و مخالف و درعوض و ... ... معنى ضد و مخالف و درعوض و ... ... از جنس مخالف خود تقليد ... احساس مخالف ... به والدين جنس مخالف خود استدلال مخالف اصل مخالف اظهار مخالف باد مخالف ... موافق و در حقيقت مخالف ... با ذکر و قياس مخالف ... و طرز لباس جنس مخالف ... متفاوت و جنس هاى مخالف جريان مخالف خط سيرجهت مخالف مبداء مسابقه ... و عقايدى مخالف عقايد عمومى در جهت مخالف درجهت مخالف درجهت مخالف حرکت عقربه ساعت راى مخالف راى مخالف دادن راى مخالف دهنده ... يا اظهار مخالف با بيان ... عضو فرقه مذهبى مخالف دولت عقيده مخالف واژه هاى شامل مخالف ـ (59) : 1 , 2 , 3