@مختلف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مختلف پرشده يا مشخص با قطعات مختلف ... نژادها و مبادى مختلف ... ديگرى و از نوع مختلف ... زبان هاى مختلف تشکيل شده ... آميزش کردن دو جنس مختلف با هم ... طبيعى قسمت هاى مختلف اتحاد عناصر مختلف اجتماع اجناس مختلف از درجه متوسط ... رنگ هاى مختلف درسطح پرده ... از نژاد مختلف از نژادهاى مختلف ... ملل يا نژادهاى مختلف ... ملل يا نژادهاى مختلف اشکال مختلف يک حرف انجام خدمات مختلف در دوره ... انواع مختلف اردک ماهى ... شامل مواد مختلف و بدون ... به بخش هاى مختلف تقسيم کردن به طور مختلف بورس کالاهاى مختلف بين کالج هاى مختلف بين ايالتها و کشورهاى مختلف بين نژادهاى مختلف تاليف عقايد مختلف ... ملت در ادوار مختلف تاريخ واژه هاى شامل مختلف ـ (82) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}