@مختلف@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مختلف تصاريف مختلف کلمه يا فعل ... در ادوار مختلف تاريخ در ... تلفيق کننده عقايد مختلف ... متشکله از انساج مختلف جنينى ... محافظ قبايل مختلف سرخ پوستان ... ... ساعات نصف النهارات مختلف جعبه اسباب هاى مختلف ... کردن انواع مختلف جانوران ... در مراحل مختلف رشد خود ... که اشکال مختلف به خود ... داراى اشکال و صور مختلف داراى اندازه هاى مختلف داراى انواع مختلف داراى تغيير در مواقع مختلف داراى دو شق مختلف داراى دوياچند معنى مختلف داراى رنگ هاى مختلف در نقاط مختلف از مردم ... ... هاى بانک هاى مختلف را در آن ... ... رنگ هاى مختلف يافت مى ... شئون مختلف نظامى ... داراى عقايد و اديان مختلف صور مختلف زمان فعل طبقات مختلف مردم هند عدم تجانس بين اعضاى مختلف واژه هاى شامل مختلف ـ (82) : 1 , 2 , 3 , 4