@مختلف@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مختلف تصاريف مختلف کلمه يا فعل ... در ادوار مختلف تاريخ در ... تلفيق کننده عقايد مختلف ... متشکله از انساج مختلف جنينى ... محافظ قبايل مختلف سرخ پوستان ... ... ساعات نصف النهارات مختلف جعبه اسباب هاى مختلف ... کردن انواع مختلف جانوران ... در مراحل مختلف رشد خود ... که اشکال مختلف به خود ... داراى اشکال و صور مختلف داراى اندازه هاى مختلف داراى انواع مختلف داراى تغيير در مواقع مختلف داراى دو شق مختلف داراى دوياچند معنى مختلف داراى رنگ هاى مختلف در نقاط مختلف از مردم ... ... هاى بانک هاى مختلف را در آن ... ... رنگ هاى مختلف يافت مى ... شئون مختلف نظامى ... داراى عقايد و اديان مختلف صور مختلف زمان فعل طبقات مختلف مردم هند عدم تجانس بين اعضاى مختلف واژه هاى شامل مختلف ـ (82) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}