@مختلف@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مختلف فرش کف اتاق با چوب هاى مختلف ... کردن در اعماق مختلف آب قطعات مختلف گوشت لاشه ى گاو ... تکامل زبان هاى مختلف ... مطالعه صور مختلف يا تصاريف ... ... از کتب مختلف بريده شده محل سرگرمى و تفريحات مختلف مختلف کردن مختلف الاجداد مختلف الجنس و مختلف النوع مختلف الزمان مختلف الشکل مختلف اللون ... و مراحل مختلف حياتى انسان ... مرکز تجمع نژادهاى مختلف مراحل مختلف چيزى مربوط به رشته هاى مختلف علمى ... پيدايش نژادهاى مختلف جانور و ... معبد تمام خدايان و اديان مختلف ... با فشارهاى مختلف از آن ... ... درجات حرارت مختلف و زيادى ... نژادهاى مختلف را با هم ... نوزاد مختلف حشراتى که ... ... متلاشى و مختلف يک شکل ... نويسنده مطالب مختلف واژه هاى شامل مختلف ـ (82) : 1 , 2 , 3 , 4