@مختلف@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مختلف هم آهنگى قسمت هاى مختلف ... ساختمان اعضاى مختلف جانور يا ... ... تجانس دوموجود مختلف يا دوگروه ... ... صمغ گياهى درختان مختلف ... تدريس هنرهاى فنى مختلف وابسته به علوم عملى مختلف وسايط نقليه مختلف از قبيل ... واژه هاى شامل مختلف ـ (82) : 1 , 2 , 3 , 4