@مخروطى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخروطى گل آذين مخروطى شکل کلبه حصيرى مخروطى شکل سرخ ... کومه مخروطى از علف خشک تزيينات مخروطى شکل سر ... تنگ مخروطى آزمايشگاه خزينه مخروطى کردن خيمه مخروطى سرخ پوستان دماغه مخروطى شکل نوک ... ... درختانى که ميوه مخروطى دارند زنجره داراى سر مخروطى شبه مخروطى طاق مخروطى قطع مخروطى مخروطى شکل مخروطى شکل کردن مخروطى شدن منار مخروطى هر چيز مخروطى ياکله قندى