@مخصوص@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخصوص ... يا شيشه مخصوص آجر موزائيک قطعه موسيقى مخصوص چهار تن ... قطعه موسيقى مخصوص ساز و ... قطعه موسيقى مخصوص نواختن يا ... ... قفل دار مخصوص دانش آموزان ... ... بى خطر مخصوص حفظ محلى ... قلاب مخصوص بلند کردن ... قلم موى مخصوص قيرکارى لاک مخصوص لاک و الکل لاستيک مخصوص حرکت روى برف ... دار و زمستانى مخصوص بچه لباس مخصوص پرواز در ارتفاعات ... لباس مخصوص گردش يا استراحت لباس مخصوص مهمانى رسمى لباس مخصوص هوا نوردى لباس مردانه مخصوص چاى عصر لعاب مخصوص ظروف سفالى لغت و اصطلاحات مخصوص جنوب ... يا حوضچه مخصوص توقف قايق ... لهجه ى مخصوص آلمانى ... يا مستطيل مخصوص رنگ آميزى ... ... پاک کن مخصوص تميز کردن ... لوله لاستيکى مخصوص آب پاشى ... لوله مخصوص کابل برق زير زمينى لوله مخصوص تنفس در زير آب واژه هاى شامل مخصوص ـ (313) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13