@مخصوص@11

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخصوص لوله مخصوص لوله کشى آب لوله مخصوص مکالمه بين دو اتاق ماده مخصوص تغليظ بنزين ... ماشين مخصوص پخش و خشک ... ماشين مخصوص بلند کردن ... ماشين مخصوص حمل زندانيان ماشين مخصوص دميدن ماشين مخصوص مخلوط کردن ماله مخصوص کوزه گران ماهوت پاک کن مخصوص موى سر ماهيچه مخصوص جويدن متر مخصوص اندازه گيرى ... و نمايشات مخصوص عيد تولد ... مته دستى مخصوص سوراخ کردن سنگ محل مخصوص اعتراف به گناه محل مخصوص ضبط صوت بر ... ... عرض خيابان مخصوص عبور پياده محلول طبى مخصوص شستشويا ضد ... محوطه مخصوص لنگر اندازى ناوگان مخصوص گرفتن و چيدن برگ مخصوص کار سنگين مخصوص آب و هواى يک ... مخصوص افسران و خواص مخصوص ايام خوشحالى مخصوص لوازم سفره واژه هاى شامل مخصوص ـ (313) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}