@مخصوص@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخصوص مخصوص يک اسب مدل مخصوص مستخدمه مخصوص ملکه مشمع چسب دار مخصوص روى زخم مصالح مخصوص غلاف يا پوشش منجنيق مخصوص پرتاب مرمى ... پوزه بند مخصوص رام کردن ... ميز مخصوص شراب و نان ... ميز مخصوص شن بازى بچه ها ميز مخصوص قرائت ميله مخصوص شکستن دروازه ... ميله يا عصاى مخصوص کشف آب و ... ... اى که مخصوص برگذارى بازار ... نامه ى مخصوص پست هوايى ناى مخصوص کوک و ميزان ... نخ ابريشم مخصوص طراحى نخ تابيده مخصوص تازيانه پيچى نخ تابيده مخصوص قلابدوزى نرده مخصوص دستگيره نشان نظامى مخصوص مجروحين جنگ نماز مخصوص حضرت مريم نمايشنامه مخصوص تلويزيون نماينده مخصوص دايره بازرسى ... يا منحنى مخصوص نمايش چيزى نوکر مخصوص واژه هاى شامل مخصوص ـ (313) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}