@مخصوص@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخصوص گارد مخصوص گرد مخصوص سفيد کردن پارچه ... صندلى دار مخصوص تفريح و ... گره مربع مخصوص تو گذاشتن ... ... يا سيمان مخصوص درزگيرى و ... گل علامت مخصوص هر استان يا کشور گوى پردار مخصوص بازى بدمينتون کاردک مخصوص پهن کردن ... کاغذ اعلى مخصوص ترسيم و طراحى ... پارافين دار مخصوص استنسيل ... اى رنگ مخصوص بسته بندى کاغذ مخصوص آزمايش کاه و پيزر مخصوص اندود و پوشش ... کت دامن گرد مخصوص مواقع رسمى کتاب مخصوص مراجعات علمى ... کرجى بادى يا بخارى مخصوص تفرج کفش مخصوص مردم جنگلى ... بلند ابريشمى مخصوص مواقع رسمى کلاه شيطانى مخصوص دلقک ها کلاه مخصوص مواقع توفانى دريا ... قالب چوبى مخصوص قلمکار و ... کمد مخصوص اغذيه کيف مخصوص وسايل کار آجر کاشى ناودانى مخصوص بام آجودان مخصوص واژه هاى شامل مخصوص ـ (313) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}