@مخصوص@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخصوص ... يا قايق مخصوص حمل مشروبات ... آلت مخصوص سنجش درجه نفوذ ... اتاق کوچک مخصوص زن اتاق مخصوص بيليارد انگليسى اتاق مخصوص دود دادن ماهى ... اتومبيل کوچک مخصوص تاکسى اتومبيل مخصوص حرکت روى برف ارابه مخصوص حمل الوار اره مخصوص برش طولى چوب اسب مخصوص چهار نعل اسب مخصوص تخم کشى و اصلاح نژاد اسب مخصوص مسابقه اسب دوانى اسباب مخصوص چرخاندن خطوط ... اسباب مخصوص به هم زدن مايعات اسباب مخصوص تجزيه کمى ... اسباب مخصوص در آوردن چيزى ... به عنوان علائم مخصوص ... يا گنجه مخصوص ظروف آشپزخانه اشعار حماسى مخصوص نقالان و ... اشعار مخصوص کودکان اصطبل مخصوص کرايه دادن ... اصطلاحات مخصوص يک صنف اصطلاحات مخصوص يک صنف يا دسته اعتبار مخصوص هزينه هاى ... الوار يا تير مخصوص ستون سازى واژه هاى شامل مخصوص ـ (313) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13