@مخصوص@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخصوص طناب مخصوص کشيدن بادبان کشتى طناب مخصوص صيد بالن طناب مخصوص يدک کشيدن چيزى ظرف کوچک مخصوص کشت ميکرب ظرف مخصوص ذوب فلز ظرف مخصوص نگاهدارى استخوان ... ظرف مخصوص نگه دارى آب مقدس عطر مخصوص پمادموى سر علائم مخصوص جمله جبرى علائم مخصوص عبور وسايط نقليه علامت مخصوص عيد مخصوص مريم باکره عينک مخصوص روى بينى ... استوانه شکلى مخصوص سنگ معدن غلتک مخصوص صيقل فلزات فانوس بدون خطر مخصوص معادن فروشگاه مخصوص کارمندان يک اداره ... تازى شکارى مخصوص صيد روباه فيوز مخصوص انفجار مرمى ... قايق مخصوص کانال قايق مخصوص روى يخ قايق مخصوص مسابقه روى يخ قايق مخصوص هواى توفانى يا خيزاب ... و باريک مخصوص صيد نهنگ ... ... کشتى جنگى مخصوص انجام تشريفات ... واژه هاى شامل مخصوص ـ (313) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13