@مخصوصاً@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخصوصاً ... مرغان شکارى مخصوصاً زغن يا ... ... نيروى تشعشعى مخصوصاً در نواحى ... داراى هجاى زائد مخصوصاً در آخر رقص مخصوصاً درتئاتر و غيره زخم و قرحه کوچک مخصوصاً در دهان ... غير موکد مخصوصاً در پايان ... ... سخت گير مخصوصاً نسبت به ... مخصوصاً نام بردن نمايش صامت مخصوصاً با ماسک ... مورد رنگها مخصوصاً رنگ سبز