@مخفى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخفى پليس مخفى انجمن مخفى و غير قانونى راى مخفى سازمان پليس مخفى عضو سازمان هاى سرى و مخفى مخفى گاه مخفى گاه سربازان براى حمله مخفى کردن مخفى کننده مخفى در زير مخفى سازى مخفى شده مخفى نگاه داشتن ... مستقيم و مخفى که براى ... ورقه راى مخفى داراى اسامى ...