@مخلوط@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخلوط چيز مخلوط ... خرد کرده مخلوط با آرد ... ... يا شراب مخلوط با ادويه ... ... شکسته و مخلوط با اصطلاحات ... ... ترکيبات آن مخلوط کردن يا ... با کنياک مخلوط کردن با اتر مخلوط کردن با اتيل مخلوط کردن با ترشى مخلوط کردن با شکر مخلوط کردن با هم مخلوط کردن بستنى مخلوط با شربت و غيره به هم مخلوط کردن ترکيب مخلوط حالت مخلوط نشدنى ... گوشت گاو مخلوط با تخم ... داراى نژاد مخلوط دست پاچه شدن و به هم مخلوط کردن ... با مشروب مخلوط شده باشد عرق خرما که با آب گرم مخلوط شود غذايى که از مخلوط شکلات و شير ... غير مخلوط قبل از مصرف مخلوط کردن ماشين مخصوص مخلوط کردن مخلوط کردن واژه هاى شامل مخلوط ـ (41) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}