@مخلوط@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مخلوط مخلوط کن مخلوط کوارتز و خاک نسوز مخلوط افيون مخلوط باترپن مخلوط درهم و بر هم مخلوط زرده تخم مرغ و شير مخلوط سرمازا مخلوط شدن مخلوط شدنى مخلوط شير و شربت و بستنى مخلوط نشدنى مخلوط نشده مشروب الکلى مخلوط با بادام تلخ مشروب مخلوط از شراب و ... مشروبات مخلوط با شير و قند ... يا عرق مخلوط با نوشابه ... واژه هاى شامل مخلوط ـ (41) : 1 , 2