@مد@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مد متخصص مد مد کردن مد تازه مد دريا مد روز مد زودگذر مد سازى مد هنجار مسيرجزر و مد مطابق مد روز موسسه طراحى لباس و مد بانوان ميله شاخص جزر و مد نمودار جزر و مد يا کشند ... حرکت جزر و مد در اثر ماه واژه هاى شامل مد ـ (39) : 1 , 2