@مدت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مدت کوتاه مدت برات مدت دار به مدت دهسال به مدت طولانى بى مدت ... مورد مخاطره براى مدت معينى تمديد مدت توزيع برحسب مدت يا نسبت خلال مدت داراى مدت محدود در مدت در مدت شب در مدت يک شب دراز مدت سپرده ى بانکى مدت دار سفته مدت دار سند يا قبض مدت دار غير قابل پرداخت تا انقضا مدت مدت پنج روزه مدت چرخه مدت چهار ساله مدت گذر مدت کشيک مدت کم مدت اجاره واژه هاى شامل مدت ـ (54) : 1 , 2 , 3