@مدير@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مدير خانم مدير خانم مدير مدرسه خانه مدير آموزشگاه مدير آموزشگاه مدير اپرا مدير اماکن تفريحى و نمايشى مدير تصفيه مدير داده پردازى مدير داده پردازى الکترونيکى مدير دروس مدير عمليات مدير مدرسه مدير مرکز کامپيوتر مدير مهمانخانه مدير نمايش معاون مدير کل