@مذهبى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مذهبى ... متعصب سياسى يا مذهبى پرسش نامه مذهبى پيروى از اصول جمعيت هاى مذهبى پيمان دولت با جماعت مذهبى پيمان رسمى ميان دو فرقه مذهبى کتاب سرود مذهبى کتاب سرودنامه مذهبى کتب مذهبى ... يا عقايد مذهبى از دخول ... آئين مذهبى سياه پوستان ... آدم شکاک دردين و عقايد مذهبى آواز خوان مذهبى اصول بيدارى مذهبى انجمن خيريه مذهبى نسوان انجمن مذهبى به طور مذهبى تشريفات مذهبى تعاليم مذهبى شفاهى تعاليم مذهبى يا حزبى ... تعصب سخت مذهبى تعصب مذهبى تعصب مذهبى نشان دادن تعطيل مذهبى تعليم و دستور مذهبى تفتيش عقايد مذهبى از طرف کليسا واژه هاى شامل مذهبى ـ (73) : 1 , 2 , 3