@مذهبى@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مذهبى عضو فرقه مذهبى به نام ... عضو فرقه مذهبى مخالف دولت ... عليه سنن مذهبى قيام نمودند ... فرقه يا جماعت مذهبى قلمرو مذهبى اسقف اعظم لاقيدى نسبت به مسائل مذهبى مبحث شعائر مذهبى مبلغ مذهبى متعقدات مذهبى مجلس مذهبى مجلس مناظره مذهبى مذهبى و خرده گير ... حرمتى به شعائر مذهبى معلم مذهبى منع يا نهى مذهبى نو آموز مذهبى نوعى منصب مذهبى نيمه مذهبى وابسته به تعاليم مذهبى ... فرقه هاى مذهبى و روابط ... وابسته به مراسم مذهبى ويژه گر تشريفات مذهبى ... هاى سياسى و مذهبى اسلام واژه هاى شامل مذهبى ـ (73) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}