@مذهبى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مذهبى عضو فرقه مذهبى به نام ... عضو فرقه مذهبى مخالف دولت ... عليه سنن مذهبى قيام نمودند ... فرقه يا جماعت مذهبى قلمرو مذهبى اسقف اعظم لاقيدى نسبت به مسائل مذهبى مبحث شعائر مذهبى مبلغ مذهبى متعقدات مذهبى مجلس مذهبى مجلس مناظره مذهبى مذهبى و خرده گير ... حرمتى به شعائر مذهبى معلم مذهبى منع يا نهى مذهبى نو آموز مذهبى نوعى منصب مذهبى نيمه مذهبى وابسته به تعاليم مذهبى ... فرقه هاى مذهبى و روابط ... وابسته به مراسم مذهبى ويژه گر تشريفات مذهبى ... هاى سياسى و مذهبى اسلام واژه هاى شامل مذهبى ـ (73) : 1 , 2 , 3