@مراجعه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مراجعه ... براى دريافت آن مراجعه کند ... کنيد و به فوق مراجعه شود کتاب مورد مراجعه ... قسمت ديگر آن مراجعه کردن بى مراجعه ... به وسيله مراجعه به آراء ... جدول مراجعه اى ... راى يا مراجعه به آراء ... مراجعه کردن مراجعه کردن به مراجعه کردنى مراجعه از فهرستى به فهرست ديگر مراجعه اى مراجعه به آراء عمومى مراجعه به آراى عمومى مراجعه به جدول مراجعه مکرر مراجعه متقابل مراجعه متقابل کردن مورد مراجعه