@مراسم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مراسم ... مناسبت آغاز مراسم عيد در ... آئين و مراسم اشخاصى که مراسم عشاء ربانى ... ... پيروى از مراسم دينى جهت ... با مراسم تحليف به کارى گماشتن حامل شمع در مراسم مذهبى در کليسا مراسم مذهبى بجا آوردن مبنى بر رعايت آيين و مراسم دينى ... جهت انجام مراسم تدفين يا ... مراسم اعطاى منصب شواليه ... مراسم تشييع جنازه مراسم تعميد و نامگذارى بچه مراسم دفن مراسم دينى مراسم سنگين مراسم عشاء ربانى مراسم عشاء ربانى که ... مراسم مجلل مراسم نامزدى به عمل آوردن وابسته به مراسم تشييع جنازه وابسته به مراسم مذهبى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}