@مراعات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مراعات افراط در مراعات قانون بدون مراعات ... دقيق در مراعات قواعد اخلاقى ... عدم مراعات اصول اخلاقى ... مجامعت بدون مراعات آئين ازدواج قابل مراعات ... که مخالف مراعات اصول اخلاقى ... مراعات کردن مراعات کننده مراعات آداب نزاکت مراعات اصول بهداشت مراعات فواصل مراعات نظير مراعات وزن شعرى