@مربوط@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مربوط ... معنى شنيدن و مربوط به حس سامعه ... انگليسى و مربوط به انگليس ... به معنى مربوط به بالا ... ... است به معنى مربوط به غده فوق ... آلت سنگى مربوط به عصر حجر جديد ... فنى که مربوط به اعمال ... اصطلاحات مربوط به کامپيوتر اطلاعات و حقايق مربوط به آمريکا امور مربوط بناحيه يابخش کليسايى به هم مربوط بودن ... ترکيبات غير مربوط و نامتجانس داروى مربوط بدرمان مالاريا ... به مسائل مربوط به نوع ... دوران مربوط به دوره بخصوصى ... را به هم مربوط مى سازد ... و مسائل مربوط به سالخوردگان ... ... پيچاپيچى بداخل مربوط است عصبى مربوط به اعصاب علم مربوط به حرکت اجسام ... علم مربوط به شناسايى ... علوم مربوط به زمين شناسى ... زيست شناسى مربوط به تشعشعات ... متکى يا مربوط به ما مربوط کردن مربوط باينده واژه هاى شامل مربوط ـ (379) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}