@مربوط@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مربوط مربوط به سرتاسر جهان مربوط به سرم شناسى مربوط به سستى و بى قوتى مربوط به سلت مربوط به سمور مربوط به سوختن مربوط به سومين شاهپر ... مربوط به سيستمى که ... مربوط به شب مربوط به شبه حصبه مربوط به شخص مربوط به شراب يا الکل مربوط به شرح حال خود مربوط به شريان يا سرخرگ مربوط به شعر و نظم مربوط به شما مربوط به شمال شرقى مربوط به شنوايى يا سامعه مربوط به شوخى خرکى يا شيطنت مربوط به شوراى کليسايى مربوط به شير مربوط به شيمى حياتى ... مربوط به صدا مربوط به صورت مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش واژه هاى شامل مربوط ـ (379) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16