@مربوط@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مربوط مربوط به مردم و زبان انگليسى مربوط به مسابقات المپيک مربوط به مسابقه مربوط به مساحى مربوط به مسيح مربوط به مصونيت مربوط به معجزه يا ... مربوط به معدن شناسى مربوط به معده و روده مربوط به مفعول به يا مفعول عنه مربوط به مقعد مربوط به مميزى عوائد ... مربوط به مميزى و حسابدارى مربوط به منشاء پيدايش ... مربوط به منطق نمادى مربوط به مواد مخدره مربوط به موقعيت مربوط به ميکرب سوزاک مربوط به ميکرب شناسى مربوط به نژاد انگلستان مربوط به نژاد حام مربوط به ناحيه رکبى مربوط به ناسور مربوط به ناى مربوط به نجوم واژه هاى شامل مربوط ـ (379) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}