@مربوط@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مربوط مربوط به چندى قبل مربوط به چهار گوش مربوط به چوب درخت زبان گنجشک مربوط به ژئو فيزيک مربوط به گچ مربوط به گذشته نقلى مربوط به گردباد و چرخش باد مربوط به گوش يا سامعه مربوط به کپسول ميوه ... مربوط به کارگردان مربوط به کالرى مربوط به کرم مربوط به کرم انگل گوشت خوک مربوط به کرم حشره يا نوزاد حشره مربوط به کرموسوم غير جنسى مربوط به کروميوم مربوط به کشور حبشه مربوط به کلفت مربوط به کلمه بندى مربوط به کليسا مربوط به کليساى اسقفى در مسيحيت مربوط به کم شدن قوه ى ناميه مربوط به کمال مطلوب مربوط به کمونيسم مربوط به کنگره واژه هاى شامل مربوط ـ (379) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}