@مربوط@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مربوط مربوط به تقسيم بندى ... مربوط به تمبر شناسى مربوط به تمدن باستان ... مربوط به تناسخ مربوط به ته يا بنيان مربوط به تهيه کردن چيزى مربوط به تهيه يا مقدمات مربوط به توجيه مربوط به توليد و وراثت مربوط به ثبات خودکار مربوط به جاکشى مربوط به جانوران مربوط به جزء لايتجزى مربوط به جشن مربوط به جشن ياد بود مربوط به جغرافياى حياتى مربوط به جلو سر مربوط به جنگل مربوط به جناح چپ مربوط به جنس زن مربوط به جنس نر و ماده مربوط به جوهر فرد مربوط به حکمران مربوط به حکومت خدايى مربوط به حرف با صدا واژه هاى شامل مربوط ـ (379) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16