فرد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت تنها، یگانه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary azygos ; azygous ; gazabo ; individual ; man jack ; odd ; single ; singular ; specimen ; subject ; unique ; unit واژه هاى شامل فرد ـ (30)
- صفت بی نظیر، بی مانند.
- صفت یک بیت شعر.
- صفت هر عددی که پس از تقسیم بر دو باقی مانده اش یک باشد.