@مرتبه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرتبه پايين ترين مرتبه سلحشورى قديم ... چندين مرتبه از حيث مرتبه و طبقه برترى ... اعلى ترين مرتبه بلند مرتبه ... براى اولين مرتبه در جامعه ... در مرتبه بيشمار درشت دستور مرتبه اى دو مرتبه در روز دومين مرتبه سالى يک مرتبه واقع شونده سه مرتبه عالى مرتبه مرتبه دوازدهم يا سيزدهم مرتبه دوم مقام و مرتبه بارونى نشان گذارى مرتبه اى نهمين مرتبه نودمين درجه يا مرتبه نوزدهمين مرتبه يک مرتبه