@مرحله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرحله چند مرحله اى ... که به مرحله مسابقات نيمه ... ... مسابقه به مرحله نهايى برسد آخرين مرحله تقسيم غير ... آخرين مرحله دگرديسى حشره ... از مرحله پرت کردن به مرحله نهايى رساندن توجه و مواظبت در مرحله ى نقاهت ... فرآورى به طور مرحله اى ... صخيم آخرين مرحله ايجاد قارچ ... جور کردن چند مرحله اى خارج از مرحله آگاهى داراى يک مرحله فحليت در سال در آخرين مرحله در مرحله چند در مرحله نخست زير مرحله خطرناک و بحرانى سخت ترين مرحله ... شخص در يک مرحله زندگى عمل تک مرحله مرحله پنهانى مرحله ابتدايى مرحله اجرا مرحله انقباضى يک دوره کار قلب مرحله اوليه تقسيم سلولى واژه هاى شامل مرحله ـ (54) : 1 , 2 , 3