@مرحله@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرحله مرحله اى کردن مرحله بدوى مرحله برجسته مرحله بيرمقى و سيرى پس از فحليت مرحله بين زايمان و ... مرحله تازه کارى مرحله تحريکات جنسى زنان ... مرحله تشکيل استخوان مرحله تشکيل و تحقق مرحله تغيير مرحله تفاضلى مرحله تقسيم سلولى مرحله دار شدن مرحله رويانى اوليه پس ... مرحله سير تکامل و ... مرحله سير تکاملى ايجاد ... مرحله شاگردى مرحله فرضى فکرى خالى ... مرحله قاطع مرحله قبل از سرطانى مرحله مهمى از زندگى مرحله نخست مرحله نهايى مسابقات مرحله واکشى ... که چندين مرحله تغيير و ... واژه هاى شامل مرحله ـ (54) : 1 , 2 , 3