@مرحله@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرحله مرحله اى کردن مرحله بدوى مرحله برجسته مرحله بيرمقى و سيرى پس از فحليت مرحله بين زايمان و ... مرحله تازه کارى مرحله تحريکات جنسى زنان ... مرحله تشکيل استخوان مرحله تشکيل و تحقق مرحله تغيير مرحله تفاضلى مرحله تقسيم سلولى مرحله دار شدن مرحله رويانى اوليه پس ... مرحله سير تکامل و ... مرحله سير تکاملى ايجاد ... مرحله شاگردى مرحله فرضى فکرى خالى ... مرحله قاطع مرحله قبل از سرطانى مرحله مهمى از زندگى مرحله نخست مرحله نهايى مسابقات مرحله واکشى ... که چندين مرحله تغيير و ... واژه هاى شامل مرحله ـ (54) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}