@مرخصى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرخصى کسب اجازه مرخصى حکم مرخصى مرخصى گرفتن مرخصى استعلاجى مرخصى بدون اطلاع قبلى مرخصى دادن به مرخصى رونده مرخصى سرباز مرخصى ملوانان و افسران ... مرخصى هر هفت سال يکبار