@مرد@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرد مرد سفيد پوست مرد شکارچى مرد شير فروش مرد صفت مرد فرانسوى مرد فعال اجتماعى و جهانى مرد قوى و نيرومند مرد مانند مرد متاهل مرد مرموز مرد منطقى مرد نما مرد هرزه مرد يا زنى که به ... ... نيمه ماهى و نيمه مرد نعوظ يا شدت حس شهوت در مرد نوکر مرد هم زن و هم مرد هم مرد هم زن هنرپيشه مرد اول نمايش ... ... ثانويه جنسى در مرد مى شوند واژه هاى شامل مرد ـ (71) : 1 , 2 , 3