@مردم@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مردم دسته اى از مردم دسته اى از مردم که براى خوردن ... راهزنى به وسيله خفه کردن مردم راى قاطبه مردم روحيه افراد مردم زبان قديمى مردم ايونى يونان زبان محلى مردم اسکاتلند زبان مردم کره زبان مردم فنلاند زبان و لهجه مردم پکن زبان يا مردم آلبانى سلب آرامش مردم ... سويس و مردم کوهستانى در ... طايفه اى از مردم سفلاى آلمان طبقات مختلف مردم هند ... اراضى بتساوى بين مردم ... دم درب خانه هاى مردم لقب استان و مردم اينديانا متخصص آمار گيرى مردم ... محل جلوس مردم در کليسا مثل مردم شريف مربوط به مردم و زبان انگليسى مردم گريز مردم گريزى مردم گياه واژه هاى شامل مردم ـ (64) : 1 , 2 , 3