@مرض@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مرض سرايت مرض در اثر آميب سقوط و زوال تدريجى مرض شاخص مرض شيوع مرض صداى بال مرض ياچرخ علائم اوليه مرض علائم بعدى و ثانوى مرض علائم مرض علائم مشخصه مرض علامت بد مرض عود مرض مانع بروز مرض مبتلا به مرض جگر مبتلا به مرض دوربينى مبتلا به مرض سل مبتلا به مرض صرع مبتلا به مرض لوسمى مبتلا يا وابسته به مرض قند متخصص تشخيص مرض مجموعه علائم بدنى و ذهنى مرض ... کسانى که دچار مرض سخت و لاعلاجند مرض پارکينسن مرض پينه خوردگى پوست مرض چاقى مرض گرسنگى واژه هاى شامل مرض ـ (98) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}